۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

قابلِ…‏


     صفتِ توانشی (لیاقت) صفتي'ست که شایستگی یا امکانِ انجامِ یک کار را بیان می‌کند. یکي از روش‌هایِ نادرستِ رایج برایِ ساختنِ صفتِ توانشی کاربردِ واژه‌یِ «قابل» پیش از واژه‌یِ اصلی'ست؛ همچون قابلِ دست‌یابی، قابلِ قبول، قابلِ انجام، قابلِ مطرح کردن!

     شاید این صفت‌ها خود-به-خود نامناسب به نظر نه‌رسند، ولی هنگامِ منفی شدن یا ساختنِ صفت‌هایِ برتر (تفضیلی) و برترین (عالی) زنجیره‌یِ درازي از واژه‌ها پدید می‌آورند؛ مانندِ غیرِ قابلِ قبول، غیرِ قابلِ مطرح کردن، غیرِ قابلِ دست‌یابی‌ترین!! – در می‌مانم که میانِ این جزئ‌ها فاصله به‌گذارم یا آن‌ها را بی‌فاصله به‌نگارم.

     در پارسی دو راه برایِ ساختنِ صفتِ توانشی هست که برایِ یک واژه معمولن تنها یکي به کار می‌رود:
۱. مصدر + «ی»: خوردنی، آشامیدنی، باورکردنی، پذیرفتنی، مطرح‌کردنی، دست‌یافتنی، دوست‌داشتنی
۲. کاربردِ «پذیر»: دسترس‌پذیر، تجدیدپذیر، برگشت‌پذیر، تراکم‌پذیر

     ناگفته پیدا'ست که ساختنِ صفتِ برتر و برترین و نیز منفی‌سازیِ این صفت‌ها چه آسان است: ناآشامیدنی، نه‌پذیرفتنی، برگشت‌ناپذیر، دست‌نایافتنی‌ترین، تراکم‌ناپذیری، دوست‌داشتنی‌تر

     اغلب، روشِ ۱ نشان‌دهنده‌یِ شایستگیِ انجامِ کار در صفت‌گیر است و روشِ ۲ امکان و تواناییِ آن. از این رو، این دو روش را می‌توان برایِ ساختِ معناهایِ متفاوت از یک واژه به کار برد؛ برایِ نمونه:
دیدنی: چیزي که ارزشِ دیدن دارد؛
دیدپذیر: چیزي که امکانِ دیدن-اش هست یا می‌توان دید، مرئی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر