۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

ترم‌هایِ نگارشی

     در حوزه‌یِ چاپ و حروف‌چینی با واژگانی سر-و-کار داریم که موقعیت و نسبتِ حاشیه را با متنِ اصلی مشخّص می‌کند، مانندِ سربرگ یا پی‌نوشت. هدفِ من از نوشتنِ این مطلب تعریف و مرزبندیِ این واژه‌ها'ست.
سربرگ (Header): نوشته یا طرحي که بالایِ هر صفحه از یک کتاب یا یک سند نگاشته می‌شود.
پابرگ (Footer): نوشته یا طرحي که پایینِ هر صفحه از یک کتاب یا یک سند نگاشته می‌شود.
     شماره‌یِ صفحه‌هایِ یک کتاب نیز، اغلب، در سربرگ یا پابرگ درج می‌کنند.
ته‌برگ: بخشي از هر برگه‌یِ یک دفترچه یا یک دسته کاغذ که قسمتِ اصلیِ برگه از آن جدا می‌شود و این ته‌برگ به عنوانِ سند یا رسید در دفترچه می‌ماند.

پانوشت (Footnote): اطّلاعاتِ توضیحی و اضافی که در پایینِ صفحه نگاشته می‌شود.
ته‌نوشت (Endnote): اطّلاعاتِ توضیحی و اضافی که در پایانِ یک کتاب یا بخشي از یک کتاب نگاشته می‌شود.
پی‌نوشت: یادداشتي'ست که در دنباله‌یِ مطلب، پس از پایانِ متنِ اصلی، نگاشته می‌شود؛ یا به متنِ اصلی بی‌ربط است یا با فاصله‌یِ زمانی نوشته شده است. این واژه اغلب در اینترنت، به ویژه در وب‌نامه‌نویسی، به کار می‌رود که می‌توان مطلب‌ها را ویراست.

نمایه‌ها
زَبرنویس (Superscript): نوشته‌یي که بالاتر از خطّ‌ِ زمینه معمولن در برابرِ یک حرف یا نماد، نگاشته می‌شود.
زیرنویس (Subscript): نوشته‌یي که پایین‌تر از خطّ‌ِ زمینه معمولن در برابرِ یک حرف یا نماد، نگاشته می‌شود.
     به نظرِ من بهتر است «بالانویس» و «پانویس» زماني به کار رود که نوشته (حرف، نماد، …) درست در زیر یا بالایِ یک حرف، شکل یا نماد نگاشته می‌شود و هرگز رویِ خطّ‌ِ زمنیه قرار نه‌می‌گیرد؛ مانندِ بالانویسِ ˆ در â.

در پارسی / به پارسی

   کاربردِ «در» و «بر» پیش از نام‌هایِ زبان‌ها می‌تواند تفاوتِ چشمگیري در معنایِ جمله پدید آورد:
۱. «ملّت» در عربی یعنی مذهب.
۲. ملّت به عربی می‌شود «شعب».

   جمله‌یِ (۱) «ملّت» را واژه‌یي عربی فرض کرده و معنای-اش را به پارسی بیان می‌کند؛ چنان که جمله‌یِ (۲)‌ ملّت را پارسی دانسته و برابرِ عربی-اش را بیان می‌کند.

   دقّت در کاربردِ متفاوتِ این دو حرفِ اضافه، درکِ جمله‌هایِ پیچیده‌ترِ ترکیبی را آسان می‌کند:
computer به فرانسه یعنی رایانه.

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

تارنما

     بی‌گمان همه‌یِ ما تاکنون واژه‌یِ «تارنما» را دیده یا شنیده ایم که با گرده‌برداری[۱] از واژه‌یِ انگلیسیِ web ساخته شده است. بیش‌ترین کاربردِ web در واژه‌هایِ web page یا website و weblog است.
 
     گذشته از جهانی بودنِ واژه‌یِ web که در بیش‌ترِ زبان‌ها[۲] راه یافته، تارنما نه معنایِ صفحه‌یِ وب و شبکه‌یِ اینترنت را به ذهن می‌آورد و نه امکانِ زایایی و واژه‌سازیِ بیش‌تر دارد. امّا با پذیرشِ واژه‌یِ کوتاه و ساده‌یِ «وب» /veb/ در پارسی – که هیچ تضادّي هم با ساختِ واژگانِ آن نه‌دارد – به آسانی و به زیبایی می‌توان واژه‌هایِ بیش‌تري ساخت. فرهنگستان این واژه‌ها را این گونه ترجمه کرده است:
web page: صفحه‌یِ وب
website: وبگاه
weblog: وب‌نوشت