کاربردِ «در» و «بر» پیش از نامهایِ زبانها میتواند تفاوتِ چشمگیري در معنایِ جمله پدید آورد:
۱. «ملّت» در عربی یعنی مذهب.
۲. ملّت به عربی میشود «شعب».
جملهیِ (۱) «ملّت» را واژهیي عربی فرض کرده و معنای-اش را به پارسی بیان میکند؛ چنان که جملهیِ (۲) ملّت را پارسی دانسته و برابرِ عربی-اش را بیان میکند.
دقّت در کاربردِ متفاوتِ این دو حرفِ اضافه، درکِ جملههایِ پیچیدهترِ ترکیبی را آسان میکند:
computer به فرانسه یعنی رایانه.
شکلِ کاملترِ این جمله چنین است: computer در انگلیسی یعنی حسابگر، ولی به فرانسه میشود ordinateur که به معنایِ رایانه است.
به عبارتِ دیگر، «رایانه» ترجمهیِ ordinateur در فرانسه است و ترجمهیِ computer در انگلیسی میشود «حسابگر»؛ از آنجا که حسابگر برایِ «ماشینِ حساب» مناسبتر است، در برابرسازی برایِ computer از برابرِ فرانسوی-اش کمک گرفته اند. ordinateur یعنی وسیلهیي که کارها را سر-و-سامان میدهد.
نمونههایِ دیگر:
«جامعه» در عربی یعنی دانشگاه؛ و به عربی میشود «مجتمع». در حالي که خودِ مجتمع در پارسی به ساختمانهایِ بزرگ گفته میشود.
«انقلاب» در عربی بیمعنا'ست؛ و به عربی به آن «ثورة» میگویند. این واژه را پارسیزبانانِ عربیزده از «قلب» (دگرگونی) ساخته اند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر