در این نوشتار میکوشم قانونهایي بیاستثنا – یا کماستثنا – برایِ نگارشِ پارسی ارائه کنم، که همان روشِ پیشنهادیِ من برایِ بهبودِ خطِّ پارسی'ست.
پایه و اساسِ این روش دو چیز است:
۱. جدانویسی و رعایتِ استقلالِ واژگان؛
۲. هماهنگیِ نگارش و واگویش (تلفـّظ).
۱. نشانهیِ اضافه: این نشانه همهجا، بیاستثنا، با نویسهیِ «-ِ» نگاشته میشود و تنها پس از حروفِ صدادارِ پایانِ واژهها در پیِ «ی»ِ میانجی میآید.
کتابِ خوب، اسبِ سواری، درِ خانهیِ ما، دانشآموزانِ کلاسِ دومِ دبیرستانهایِ سراسرِ کشور
۲. نشانهیِ ناشناسی: این نشانه با «ي»ِ چسبان نگاشته میشود، که پس از حروفِ صدادار با «ی»ِ میانجی همراه میشود.
کتابي نوشتم. مردي آمد. صدایي برخاست. خانهیي ساخت. یکي از ده تا
۳. جدانویسی و فاصلهگذاری:
آ) هر واژهیِ مستقل باید فاصلهدار از دیگر واژگان نوشته شود. فاصله به ویژه پس از حرفِ اضافهیِ «به»، پیش از حرفِ ربطِ «که» و نیز پیش از فعلهایِ «ام، ای، است، ایم، اید، اند» ضروری'ست. (*۱)
به تو نهگفته. من ام. خوشحال ایم. این است که میگفتم.
[گفتار:] خوب اه. اینا چی ان؟
ب) اجزایِ معنادارِ یک واژه با فاصلهیِ صفر از هم جدا میشوند. همچنین، جدا نوشتنِ نشانههایِ «ها، تر، ترین، بی» برایِ نمایشِ بهتر-اشان اهمّیت دارد.
اسبها، درختها، مهمتر، بزرگترین، بیادب، ناپاک، بهسزا، نهدانسته
پ) نشانههایِ نگارشی:
پ-۱. پیش از نشانههایِ نگارشیِ تکی، همچون نقطه، ویرگول و دونقطه، فاصله گذاشته نمیشود؛ ولی پس از آنها چرا:
من رفتم، ولی او را نهدیدم.
کیف، کتاب، دفتر و….
پ-۲. درونِ نشانههایِ نگارشیِ دوتایی، همچون کمان و قلّاب، فاصله گذاشته نِهمیشود؛ ولی بیرون-اشان چرا:
این فرایند (پروسه) را بازترکیب مینامیم.
او گفت: «ساکت!»
۴. ضمیرهایِ جانشین (پیوسته): (*۲)
برایِ خاندنِ بهتر و دریافتِ آسانترِ معنایِ جمله باید ضمیرهایِ «اَم، اَت، اَش، اِمان، اِتان، اِشان»(*۳) را جدا از واژهیِ پیش از خود نوشت؛ امّا فاصلهدار نوشتن-اشان باعثِ اشتباه شدنِ این ضمیرها با واژگانِ همانند و قطعِ پیوندِ آواییِ آنها با واژهیِ پیش از خود میشود؛ پس در قاعدهیي بیاستثنا آنها را با ریزخط (-) از واژهیِ پیش از خود جدا میکنیم.
خانه-ام، کار-ات، ساز-اش، یاد-امان، داس-اتان، زندگی-اشان
میانِ این ضمیرها و حروفِ صدادار گاهي «ی»ِ میانجی نشسته:
پای-ام، موی-ات، جای-اش، خانهی-امان، موهای-اتان، کتابهای-اشان
و گاهي صدایِ آغازین-اشان حذف میشود:
پا-م، مو-ت، جا-ش، خانه-مان، موها-تان، زندگی-شان.
۵. کاربردِ ریزخط (-):
آ) در ترکیبهایي که بیش از دو جزئِ مستقل دارند؛ همچنین، برایِ تئکید بر جدانویسی:
به-دست-آمده، رفت-و-آمد، شست-و-شو، در-بر-گیرنده، رو-به-رشد
ب) در واژگاني که از تکرارِ یک تکواژ پدید میآیند:
اندک-اندک، تک-تک، شُر-شُر
پ) در واژگاني که دو یا چند جزئِ همپایه دارند:
پارسی-انگلیسی، تهران-کاشان، قضیهیِ کُشی-ریمان، اجتماعی-فرهنگی
ت) هنگامي که بخاهیم یک جزئِ همسانِ دو یا چند واژهیِ ربطیافته به هم را حذف کنیم:
سرهم- و جدا-نویسی (= سرهمنویسی و جدانویسی)
روان-، جامعه- و مردم-شناسی (= روانشناسی، جامعهشناسی و مردمشناسی)
۶. نشانهیِ تشدید (تکرارِ صامت): از آنجا که زبان و شعرِ پارسی نسبت به واگفتِ واژههایِ تشدیددار بسیار انعطافپذیر است؛ یعنی واژههایِ تشدیددار گاهي بیتشدید خانده میشوند و به عکس، واژههایِ بیتشدید گاهي به تناسبِ وزنِ شعر تشدید میگیرند، چه خوب است که تشدید تنها زماني نوشته شود که به راستی صامتي تکرار میشود!
خط، خطِّ فارسی؛ بچّه، آهو بچه کرد و روبهْ آرام گرفت؛ نه'نْوشت سلاميّ و کلامي نهفرستاد
۷. نمایشِ پیوندِ آوایی: گاهي، به دلایلي همچون آسانتر شدنِ واگفتِ جمله یا وزنِ شعری، در پیآیندیِ دو واژه، حرفِ پایانیِ واژهیِ نخست یا حرفِ آغازینِ واژهیِ دوم حذف میشود و واژهیِ دوم به کمکِ واژهیِ نخست خانده میشود. برایِ نشان دادنِ این حذف و نمایشِ این پیوستگیِ آوایی و نیز حفظِ استقلالِ واژگان، از نشانهیِ «'» بهره میگیریم.
کتابي'ست زیبا. (= کتابي است زیبا)
تو ک'از محنتِ دیگران بیغم ای… (= تو که از محنتِ…)
[در گفتار]
من'ام میآم. (من هم میآیم)
این کتاب'و خوندی؟ [با تکیه بر /خو/] (= این کتاب را خاندی)
این کتاب'و خوند'ای؟ [با تکیه بر /دی/] (= این کتاب را خانده ای)
۸. نگارشِ همزه: همزه در آغازِ واژه با نویسهیِ «ا» و در میانه یا پایانِ واژه به شکلِ «ئ» نگاشته میشود. (*۴)
آب، این، او، ابر، اِشکال، اُستاد، تئاتر، سئال ( سؤال )، توئم ( توأم )، جرئت، جزئ ( جزء )
با توجّه به این قرارداد، نویسههایِ «ء» و «ؤ» از خط حذف میشوند و همزه هرگز به هیچیک از این شکلها نگاشته نِهمیشود.
۹. فعلها:
ب) نَه:
ب-۱. این نشانهیِ منفیساز پیش از بیشترِ فعلها به همین شکل، جدا و بیفاصله، نگاشته میشود:
نَهرفت، نَهگو، نَهایست، نَهتواند، نَهخاست، نَه'گذار، نَه'نـْشین
ب-۲. میانِ این نشانه و فعلهایِ آغازشونده با واکههایِ /اَ، اِ، اُ، آ، او/ «ی»ِ میانجی میآید:
نَهیآ، نَهیاُفتی، نَهیانداخت، نَهیآمد، نَهیافتاد
ب-۳. در فعلهایِ مضارع که «می» دارند، این نشانه با حرکتِ زیر واگفته میشود:
نِهمیروم، نِهمیخاهد، نِهمیگوید
ب-۴. فعلهایِ «ام، ای، است، ایم، اید، اند» استثنا'ند:
نیام، نِهای، نی'ست، نِهایم، نِهاید، نیاند
- میتوان گفت صیغههایِ جمعِ این فعل کاربردي ندارد، ولی دو صیغهیِ نخست در شعرهایِ سنّتی دیده میشود. در نثر این فعلها کاربرد دارند:
نی'ستم، نی'ستی، نی'ست، نی'ستیم، نی'ستید، نی'ستند
پ) مَه: در گذشته این نشانه برایِ ساختنِ فعلِ «نهی» به کار میرفته که هماکنون تنها در شعرهایِ سنّتی دیده میشود. امروزه به جایِ این نشانه، همان «نه» به کار میرود. نگارشِ این نشانه نیز همچون ب-۱ و -۲ است.
مَهرو، مَهگو، مَه'گذار، مَهیانداز، مَهیآور
ت) به:
ت-۱. این نشانه که برایِ ساختنِ فعلِ امر و التزامی به کار میرود، در بیشترِ فعلها به همین شکل، جدا و بیفاصله، نگاشته میشود:
بهبند، بهگو، بهایست، بهدان، به'سْپار، به'نشین، بهتواند، بهرود، بهخاه، [در گفتار:] به'نـْداز، به'شـْنو
ت-۲. در فعلهایِ آغازشونده با واکههایِ /اَ، اِ، اُ، آ، او/ و مصوّتِ /ی/ به شکلِ «بی» نگاشته میشود:
بیآ، بیانداز، بیافتی، بیآیم، بییاب
ت-۳. این نشانه گاهي (بیشتر در گفتار) با حرکتِ پیش واگفته میشود:
بُهرو، [در گفتار:] بُهخور، بُهکن
ث) اجزایِ فعلهایِ مرکّب همیشه فاصلهدار نگاشته میشوند؛ مگر در حالتهایِ اسمی
۹. فعلها:
آ) می: نشانهیِ «می» در فعلهایِ استمرای جدا (و بیفاصله) نگاشته میشود:
میرود، میشود، میگفتم، میخاستی
[در گفتار] می'شنوم، می'گذره
[در گفتار] می'شنوم، می'گذره
ب) نَه:
ب-۱. این نشانهیِ منفیساز پیش از بیشترِ فعلها به همین شکل، جدا و بیفاصله، نگاشته میشود:
نَهرفت، نَهگو، نَهایست، نَهتواند، نَهخاست، نَه'گذار، نَه'نـْشین
ب-۲. میانِ این نشانه و فعلهایِ آغازشونده با واکههایِ /اَ، اِ، اُ، آ، او/ «ی»ِ میانجی میآید:
نَهیآ، نَهیاُفتی، نَهیانداخت، نَهیآمد، نَهیافتاد
ب-۳. در فعلهایِ مضارع که «می» دارند، این نشانه با حرکتِ زیر واگفته میشود:
نِهمیروم، نِهمیخاهد، نِهمیگوید
ب-۴. فعلهایِ «ام، ای، است، ایم، اید، اند» استثنا'ند:
نیام، نِهای، نی'ست، نِهایم، نِهاید، نیاند
- میتوان گفت صیغههایِ جمعِ این فعل کاربردي ندارد، ولی دو صیغهیِ نخست در شعرهایِ سنّتی دیده میشود. در نثر این فعلها کاربرد دارند:
نی'ستم، نی'ستی، نی'ست، نی'ستیم، نی'ستید، نی'ستند
پ) مَه: در گذشته این نشانه برایِ ساختنِ فعلِ «نهی» به کار میرفته که هماکنون تنها در شعرهایِ سنّتی دیده میشود. امروزه به جایِ این نشانه، همان «نه» به کار میرود. نگارشِ این نشانه نیز همچون ب-۱ و -۲ است.
مَهرو، مَهگو، مَه'گذار، مَهیانداز، مَهیآور
ت) به:
ت-۱. این نشانه که برایِ ساختنِ فعلِ امر و التزامی به کار میرود، در بیشترِ فعلها به همین شکل، جدا و بیفاصله، نگاشته میشود:
بهبند، بهگو، بهایست، بهدان، به'سْپار، به'نشین، بهتواند، بهرود، بهخاه، [در گفتار:] به'نـْداز، به'شـْنو
ت-۲. در فعلهایِ آغازشونده با واکههایِ /اَ، اِ، اُ، آ، او/ و مصوّتِ /ی/ به شکلِ «بی» نگاشته میشود:
بیآ، بیانداز، بیافتی، بیآیم، بییاب
ت-۳. این نشانه گاهي (بیشتر در گفتار) با حرکتِ پیش واگفته میشود:
بُهرو، [در گفتار:] بُهخور، بُهکن
ث) اجزایِ فعلهایِ مرکّب همیشه فاصلهدار نگاشته میشوند؛ مگر در حالتهایِ اسمی
[فعل] مطالعه کرد؛ حذف کرد؛ حرف زد؛ روی داد؛ مشکلي پیش آمد؛ به من رو کرد
[اسم] رویداد (رویداد)، پیشامد، رویکرد
[اسم] رویداد (رویداد)، پیشامد، رویکرد
ج) فعلهایِ پیشوندی همواره بیفاصله نگاشته میشوند، مگر این که یکي از نشانههایِ «می، به، نه، مه» میانِ دو جزئِ فعلی قرار گیرد:
برداشت، بر نهداشت، بر میداشت؛ دراُفتاد، در نهیافت؛ بازگرد، باز میگردد، باز نهخاهد گشت
۱۰. حذفِ روشِ نگارشِ عربی:
یکي از آزاردهندهترین اِشکالهایِ خطِّ پارسی زورآوریِ روشِ نگارشِ عربی و در-هم-تنیدگیِ آن دو'ست، به نحوي که برایِ خاندن و نوشتنِ پارسی باید روشِ نگارشِ عربی را هم فراگرفت. برایِ حلِّ این مشکل، به سادگی، میتوان حروفِ ناخانا و نشانههایِ ویژهیِ نگارشِ عربی را از خطِّ پارسی زدود:
آ) تنوین: برایِ حذفِ تنوین، نخست باید کوشید تا برابرهایي برایِ واژگانِ تنویندارِ عربی یافت، و سپس اگر پیدا نهشد تنوین را با «ـَن» نوشت؛ برایِ نمونه:
واقعاً: در واقع، به راستی، واقعن
فعلاً: یکچند، تا چندی، فعلن
ب) ة: این نشانه در پارسی جایگاهي نهدارد و صدایِ /t/ تنها به دو شکلِ «ت» و «ط» نوشته میشود. «ة» در پایانِ واژگانِ عربیِ واردشده در پارسی به «ه» یا «ت» بدل میشود؛ برایِ نمونه:
إرادة: اراده، ارادت
زکوة: زکات
حجّة: حجّت
آیة: آیه
پ) الفِ کوتاه: این نشانه نیز باید از پارسی حذف شود و همهجا به شکلِ «ا» نوشته شود تا در خاندن-اش مشکلي پیش نهیآید.
الاهیات، طاها، حتّا، تقوا، زکات
ت) ال: حذفِ این نشانه نیز با کاربردِ «'» بسیار آسان است.
بینالمللی: بین'لمللی
عبدالله: عبد'للاه (روشن است که «الله»ِ عربی به شکلِ «اللاه» نگاشته میشود)
تهنوشتها:(*۱) این فعلها به معنایِ «بودن» اند و نهباید با شناسههایِ فعلها اشتباه گرفته شوند. آشکار است که این فعلها «استم، استی، است، استیم، استید، استند» بوده اند – همچون «رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند» – که ریشهیِ آنها حذف شده؛ مگر در «است» که همچون «رفت» بیشناسه است. از این رو، شناسههایِ فعلها را سرهم مینویسیم، ولی فعلهایِ «ام، ای، است، ایم، اید، اند» را جدا و بافاصله.
(*۲) ضمیرهایِ «اَم، اَت، اَش، اِمان، اِتان، اِشان» را جانشین مینامیم، چرا که جانشینِ ضمیرهایِ اصلی (من، تو، او، ما، شما، ایشان) میشوند؛ آنها را پیوسته هم مینامیم، زیرا همواره به دنبالِ واژهیِ دیگری میآیند و هرگز به تنهایی به کار نهمیروند، نه به دلیلِ چسبان نوشتن-اشان.این ضمیرها در دو معنایِ اضافی و مفعولی به کار میروند:آ) اضافی: پس از حرفِ اضافه یا اسم میآیند:کتاب-ام را از-ام گرفت.ب) مفعولی: پس از فعل میآیند و نقشِ مفعول میگیرند. در فعلهایِ دو-جزئی (چه پیشوندی و چه ترکیبی) گاهي پس از بخشِ نخستِ فعل میآیند. حتّا گاهي پس از فعل میآیند و باعثِ حذفِ حرفِ اضافه هم میشوند.دید-ام، آمد جلو و سلام-ام داد. (مرا دید، آمد جلو و به من سلام داد.)
(*۳) واکهیِ آغازینِ صیغههایِ جمعِ این ضمیرها را به شکلِ «الف» نگاشتم تا «ان»ِ جمع در آنها به خوبی نمایان باشد؛ ام: امان، ات: اتان، اش: اشان.
(*۴) این تفاوت را میتوان به حسابِ اختیاری بودنِ همزهیِ آغازین گذاشت؛ یعنی همزهیِ آغازین در میانهیِ جمله میتواند حذف شود. برایِ نمونه جملهیِ «من از آنها بودم» میتواند این گونه واگویه شود: /مَ-نَ-زان-ها-بو-دم/ ولی همزهیِ میانی هرگز حذف نهمیشود.
خانه نو مبارك... چقدر جا عوض مي كني شما؟
پاسخ دادنحذفجا عوض نکرده ام؛ خاستم جایي داشته باشم برای ِ تخصصی-نوشتن.
پاسخ دادنحذفپس خصوصی-عمومیاش کردی؟!!
پاسخ دادنحذفالبته اینطوری هم بهتراِه. مطالب جمع و جور میشه.
مبارک باشه.